تئوری در مقابل تجربه
یک آزمون غافلگیرکننده: «پنج قورباغه روی یک نیلوفر آبی نشسته اند، یکی از آنها تصمیم می گیرد بپرد، چند قورباغه باقی میمانند؟
اگر پاسخ شما چهار قورباغه است، مهارت ریاضی تان بد نیست؛ اما با کمال تاسف پنج قورباغه باقی میمانند. آن قورباغه فقط تصميم به پریدن داشت!
بسیاری از افراد زمان زیادی صرف مطالعه می کنند، پس چرا منحنی زندگی شان به سمت پایین است؟
زیرا مجهز شدن به سلاح برتری خفیف و حرکت رو به بالا فقط به کمیت (میزان مطالعه) بستگی ندارد؛ مهم کیفیت یادگیری و عملی کردن آن است.

دو نوع یادگیری وجود دارد: یادگیری از طریق مطالعه و یادگیری به صورت تجربی. پرورش فردی از طریق مطالعه، مربیان خوب، فایل های صوتی، ورکشاپ و سمینارها کار خوبی است؛ اما هیچ کتابی نمی تواند شادی و رضایت را به زندگی کسی بیاورد.
برای این کار باید از پشت میز برخیزید و دست به کار شوید. تنوری به تنهایی کافی نیست. موفقیت حقیقی از همراهی تئوری و تجربه حاصل می شود. اگر میخواهید موضع خود را حفظ و همزمان پیشرفت کنید باید بین این دو تعادل برقرار نمایید.
كنفوسيوس می گوید: «دانش بی عمل بیهوده است.» اما در ادامه اضافه می کند که از «عمل بدون علم نیز خطرناک است»، هیچ یک از این دو بر دیگری برتری ندارد و هر کدام بدون دیگری عقیم می ماند.

برتری خفیف، جف اولسون
نشریه رهآورد مدیریت، شماره 29